گنجی ست غم عشق که در زیر سرماست زاری مکن ای دوست اگر بی زر و زوریم در مغزم فکری جوانه زده که آیا جذب این سیستم و این لباس زوری گردم یا نه ؟ انتظام مرا به کام خود بکشد یا نه ؟ .. در بیرون چیزی حتمی منتظرم نیست . خود و خود تک و تنها . در صورت جذبش میدانم مرتب در حال نقشم و خودم را از یاد خواهم برد. در زندگی رویایی را سیر میکردم و ان رویا را باید ب
برچسب:
نویسنده: کیانوش پورحسین
تاريخ: شنبه
8 ارديبهشت
1397 ساعت: 19:15